امروز : دوشنبه ٢٨ مرداد ١٣٩٨
 


شماره خبر :٤٦٥٠٨٧ 

 

تاریخ انتشار خبر : 1394/08/19    ا   ١٢:٣٥
روزنامه یهودیان جهان درباره شهید تهرانی مقدم چه نوشت؟
شهید علی کنگرانی تعریف می کرد که حاج حسن یک بار به او گفته بوده بهترین لحظه های عمرم وقتی است که تو درخواست وام های ازدواج و خرید خانه بچه ها را می آوری جلوی من و می گویی امضا کن! همیشه توصیه می کرد که ماشین های خوب بگیرید و سوار شوید. می گفت حق شماست که زندگی خوب داشته باشید.

نیره دوخائی//  بی نام بود در دنیای انسان های جا مانده در خوشی. در نام و آوازه مقدم نبود که با غیرتش مقدمه مشق مردانگی می کرد. شهید حسن تهرانی مقدم در معرکه امتحان الهی، تسلیم اراده محبوبش شد و آیه «و ما رميت اذ رميت و لكن‌الله رمي» را بر سر دروازه عشق معبودش حک کرد. مگر نه اینکه کسی که توکل کرده، بی نیاز از نیاز گشته و در طالعش عزت، پایان مقصودش بود. امام صادق (ع) می فرمایند: بى نيازى و عزّت به هر طرف مى گردند و چون به جايگاه توكل دست يافتند در آنجا قرار مى گيرند.

آبان، ماه شهید تهرانی مقدم است. او متولد ماه آبان است. از تولد (6/8/1338) تا راه ‌اندازي فرماندهي موشكی سپاه (13 آبان 1362) و جاودانه شدن در 21 آبان 1390.

بار سنگین رجعت او آن چنان سنگین بود که حتی مقام معظم رهبری در مراسم تشییع پیکر مطهرش و در دیدار با خانواده معظمش فرمودند: «من مصیبت زده شدم.» آری! مگر مصیبت  و غم پرگشودن عمودی از خیمه های دفاع مقدس التیام می یابد ...

خبر شهادت پدر موشکی ایران، چون موشک جهان پیما در دنیا مخابره شد. هر رسانه ای از ظن خود نوشت، اما نبوغ و تخصص او از دید هیچ یک پوشیده نماند. روزنامه Guardian درباره شهيد تهراني‌مقدم به نقل از سرلشكر مصطفي ايزدي نوشت: او از سال ۱۹۸۴ پيشگام ايجاد سيستم موشك‌هاي زمين به زمين ايران بوده است كه اين موضوع باعث وحشت قدرت‌هاي امپرياليستي و رژيم صهيونيستي شده است.

در سايت World jewish daily (روزنامه یهودیان جهان) درباره حسن‌ تهراني مقدم اظهار شد: گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه حسن تهراني مقدم يكي از بنيانگذاران توپخانه و واحدهاي موشكي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از جنگ ايران و عراق بوده و بيشترين كار و تلاش وي براي توسعه سلاح‌ها و موشك‌ها بوده است.

تهرانی مقدم ها، در طول حیات خود گمنامند و حتی بعد از مرگ هم هیچ سطری در کاغذی و هیچ کلامی نمی تواند آن ها را بشناساند. شهید تهرانی مقدم این روزها برای مردم یک ملت نامی آشنا دارد و جاودانه است اما هیچگاه کسی او را نخواهد شناخت. همرزمانش که با او زیسته اند و در رکاب او سال ها طی طریق کرده اند اذعان دارند که اطرافیانش اگرچه می دانستند او از تبار بزرگان است، اما وسعت روحش را نمی شناختند. پٌست و مقام برای او پَست و پایین می نمود و تا لحظه آخر به خلق کارهای بزرگ می اندیشید و هیچ درجه ای در شان او نبود.

پدر موشکی ایران می گفت: «روي قبرم بنويسيد اينجا مدفن کسي است که مي‌خواست اسرائيل را نابود کند.» بزرگ فکر می کرد. مراد او ساخت موشک های پیشرفته نبود؛ بلکه می خواست روحیه خودباوری را به یارانش و مظلومان گرفتار در ظلم استعمار استبداد بیاموزد. واژه تسلیم را تنها در درگاه خداوند معنا می کرد و راه مبارزه را فقط با توکل بر پروردگار هموار می دانست. درسی که حالا سرلوحه تلاش مبارزان با انسان های جا مانده در گمراهی است.

عشق به حضرت امام حسین(ع) بود که عاشقی چون شهید حسن تهرانی مقدم را به مطاف عشق می کشاند. و چه زیبا فرزندش از عشق پدر شهیدش به سالار شهیدان پرده خوانی می کند: کسانی که با تو ]امام حسین(ع)[ زندگی می کنند و نفس می کشند شنیدن اسم تو برای گریه کردنشان کافی است. سعی در احیای آنچه تو برایش از همه چیزت گذشتی دارند و آخر هم مثل تو شهید می شوند. کسانی که دغدغه دین دارند و امام شناسند، تابع رهبرند و عاشقانه همه چیزشان را فدای او می کنند ... نمازشان همیشه با شکوه و اول وقت است. فرزندشان که پاره وجودشان است هم نام شماست. کسانی که شروع همه سخنانشان با صلوات بر مادرتان است و اسم هیئشان محبان فاطمه ... آنان که با تمام مشغله های کاری شان در محرم عاشقانه برای تو اند و برای تو هیات می گیرند ... می شناسی که آقا! حتما پدرم را می دیدی که چطور یک گوشه از هیات می نشیند و زار زار گریه می کند و تعجب همیشگی ما از کودکی که بابا چرا برخلاف همیشه که خندان است اینچنین می کند؟ می دیدی که چطور برای مظلومیتت اشک می ریزد و می دانی که او بود اولین بار برای من قصه یتیمی رقیه (س) را تعریف کرد ... آه که هیچ وقت از یادم نمی رود. خودش همیشه می گفت که چطور در جنگ عاشقانه برای باز شدن راه کربلا می جنگیدند و دوستانش می گفتند حتی تا این اواخر امکان نداشت موشکی را تست کنند بدون اینکه قبلش توسل به شما و خاندان مطهرتان پیدا نکنند. شما که بهتر از من می شناسی اش ... باور داشت که باید احیا کننده امر به معروف و نهی از منکر در جامعه باشد و با عمق وجود یقین داشت که باید ایستادگی کرد ...»

گوید: حاج حسن سه اصل تعلیم، دکترین نظامی و تهذیب نفس را با هم داشت. با همه مشغله کاری، ورزشش ترک نمی شد. هر روز لباس می پوشید و روزی 8 کیلومتر می دوید.

شهید مهدی نواب، راننده اش می گفت: هر روز وارد پادگان که می شدیم موقع عبور از کنار ماشین بچه ها که در محوطه پارک شده بود حاج حسن می گفت آرام تر برو. می گفت: یادت هست روزهای اول اینجا هیچ ماشینی نبود. لذت می برد از اینکه ماشین های بچه ها را می دید. اگرچه از بچه ها کار می خواست که سخت کار کنند. اما از آن طرف فکر خانواده و معیشت شان هم بود. اعتقاد داشت که بچه ها باید بی دغدغه سر کار بیایند.

شهید علی کنگرانی تعریف می کرد که حاج حسن یک بار به او گفته بوده بهترین لحظه های عمرم وقتی است که تو درخواست وام های ازدواج و خرید خانه بچه ها را می آوری جلوی من و می گویی امضا کن! همیشه توصیه می کرد که ماشین های خوب بگیرید و سوار شوید. می گفت حق شماست که زندگی خوب داشته باشید.

دیگری روایت می کند: حاج حسن با اینکه مردی نظامی بود اما تفکرات و عقایدش را به روز می کرد. بر همین اساس توانسته بود یک تعداد جوان زیر 30 سال را در پادگان دور خودش جمع کند. کسانی که با علم به اینکه می دانستند چه کار می کنند به عشق حاج حسن کنار او مانده بودند. حاج حسن به ما می گفت کاری که انجام می دهید برای امام زمان (عج) است و همه شیعیان و جهان اسلام و آخرش هم شهادت. می گفت راه تهرانی مقدم شهادت است، کاری را که شما دارید انجام می دهید مال کشورهای پیشرفته ای مثل روسیه است که با آن علم و تکنولوژی و با کلی نیروی متخصص وپروفسور و سه هزار نفر نیرو طی 30 سال پیش بردند. ولی شما 50 – 60 نفر آن را در طول 5 سال پیش بردید آن هم با حداقل امکانات.

شهید حاج حسن تهرانی مقدم به گفته برادرش از تقوا، صبر، پایه های دینی و اعتقادی اش انگیزه و روحیه می گرفت. او در مکتب امام حسین(ع) درس صبر را آموخت و از همه موانعی که راهش را می بست، با دانش و تدبیر می گذشت. دستور امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را مانند نماز واجب می دانست. تحصیلاتش دکتری نبود، اما مجموعه‌ای از متخصصان و دانشمندان را در تیم حرفه ای خود مدیریت می‌کرد.
نامش جاوید و راهش پاینده باد.

نسخه چاپي ارسال به دوست

خروج