شماره خبر :٤٧٣٤٤١ 

 

تاریخ انتشار خبر : 1394/09/29    ا   ١١:٢٢
بودجه را بر اساس اقتصاد لیبرالی می‌نویسند، نه مقاومتی
در این راستا دولت بایستی افرادی مطمئن و دست پاک در کارهای اقتصادی بگمارد و روی آنها نظارت های شدیدی را اعمال کند این کار در بخش دولتی بهتر از بخش خصوص امکانپذیر است

«معلوم است که دولت کمبود بودجه دارد، بایستی از یک منبع دیگری منابع بدست بیاورد. در تمام کشورها غیر از کشورهای نفتی و خاص درآمدهای دولت از محل وصول مالیات آن هم مالیات های مستقیم است ولی در ایران این مهم نقش کمی دارد و بیشتر درآمد از نفت گرفته می شود و با تبدیل ارز به ریال بدست می آید ...» این جملات بخش هایی از گفت و گوی ما با دکتر ابراهیم رزاقی، اقتصاددان و استاد دانشگاه درباره بودجه است که مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید. وی در این گفت و گو از سیاستهای اقتصادی 25 ساله نقد وارد می کند و حرکت لیبرالی اقتصاد کشور را مورد انتقاد قرار می دهد. اینکه اقتصاد ما چیست و اینکه چه باید باشد را می توانید از نگاه دکتر رزاقی در این گفت و گو مطالعه نمایید.

متن کامل این گفت و گو پیش روی شماست:

مبانی بودجه نویسی در غرب چه شاخصه هایی دارد؟
معمولا بودجه ها براساس یک سری مبانی ارزشی تبیین می شوند، به این معناکه بودجه ای که براساس یک نظام سرمایه داری است یک وضعیتی دارد وابزارها و مقوله های اقتصادی بر اساس مبانی ارزشی بکار گرفته می شوند.

دربودجه ای که یک دولت سرمایه داری تنظیم می کند، امکانات را به سمت بخش خصوصی می برد و فقط روی زیربنای اقتصادی کار می کند. ولی وقتی که این بودجه در یک دولت ارزشی سوسیالیستی است بخش  دولتی از امکانات بهره مند می شود.

تقریبا می توان گفت بسته به شرایط و زمان ها سرمایه داری نیز یکسری مبانی اقتصاد رفاهی را اجرا می کند، برای اینکه مردم از فقر و بیکاری به ستوه نیایند، هزینه های اجتماعی مانند بیمه ها، ارزان بودن درمان و آموزش را تقبل می کنند.

در نظام ما چه تفاوت هایی در بودجه نویسی نسبت به نظام های غربی در نظر گرفته می شود؟
مبانی ارزشی ما نه سرمایه داری و نه سوسیالیستی هستند بلکه مبانی الهی اند. در قانون اساسی آمده است که سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی در ساختار نظام ما وجود دارند. بر خلاف نظام سرمایه داری که دولت دخالت می کند و از تولید دفاع می کند، در ایران آن بخشی که دولتی است مسئول اقتصاد کشور است اما بخش تعاونی هم وجود دارد که فعالیتی که دولت برای خود درست نمی داند بخش تعاونی  انجام می دهد و بخش خصوصی هم مکمل اینهاست.

هم اکنون مشکلات اقتصادی ایران چیست؟ به عبارت دیگر بودجه ایران را باید با توجه به چه مشکلات نوشت؟
اولین مشکل ما بیکاری و فقر زیاد با وجود درآمد زیادی که به نسبت وجود دارد، است. این را هم نباید از یاد ببریم که بودجه ما نیز به درآمد نفت، مواد خام معدنی و پتروشیمی وابسته است. این شیوه که نیازهای خودمان را از خارج برطرف می کنیم، ضربه پذیری دارد و استقلال ما را کم می کند.

 در دوره رفاه در سال 67 در حدود 12 میلیارد دلار به واردات نیاز داشتیم در سال 90 اولین سال که مارا تحریم های جدید کردند در حدود 120 میلیارد دلار هزینه های واردات کالا و خدمات مان بوده است که برخی افراد سرمایه هایی را از خارج وارد کرده و یا برای کارهای خدماتی و تحصیلی به خارج از کشور رفته و برگشته اندکه برخی سال ها 15 تا 18 هزار میلیارد را صرف واردات خدمات آموزشی و13 تا 15 میلیارد صرف کالاهای قاچاق داشته ایم.

این فضا نشان می دهد که آسیب پذیری اقتصادی ما بالاست و ما چون فقط مواد خام صادر کرده و آن را تبدیل نمی کنیم، طبیعی است که بیکاری و فقرمان زیاد باشد.

براساس گزارشات ما سالانه یک میلیون تن مواد پتروشیمی صادر می کنیم و اگر این را به مرحله نهایی تبدیل کنیم 200 هزار شغل دیگر هم ایجاد می کند. خب دولت براساس قانون اساسی  باید شرایطی را به وجود آورد که در داخل هر مواد اولیه ای را که صادرمی کنیم، تبدیل شود.

 عدم در نظر گرفتن این مسائل در بودجه نویسی، چه عواقبی خواهد داشت؟
اگر به این موارد توجه نکنیم، فاصله طبقاتی زیاد می شود. زیرا از ثروتمندان و کسانی که مخل اقتصاد شده اند، مالیات نمی گیرند به این معنا که بالاترین سود هم اکنون در معاملات دلالی است و در تولید سود کم است و کار به جایی رسیده که تولید کننده ها وام هایی را که دارند را به  سمت فعالیت های غیر تولیدی می برند.

معلوم است که دولت کمبود بودجه دارد، بایستی از یک منبع دیگری منابع بدست بیاورد تمام کشورها به غیر از کشورهای نفتی و خاص درآمدهای دولت از محل وصول مالیات آن هم مالیات های مستقیم است ولی در ایران این مهم نقش کمی دارد و بیشتر درآمد از نفت گرفته می شود و تبدیل آن ارز به ریال بدست می آید.

وقتی ما دلار را ارزان تعیین می کنیم مشکل دیگر این است که ما هرچه را از خارج وارد می کنیم ارزان تر از تولید داخلی است و خب در یک بودجه درون زا و منطبق با قانون اساسی ما قیمت دلار را طوری تعیین می کنیم که واردات ارزان تر از تولید داخلی نباشد و یارانه ای را هم به تولید داخلی می دهیم.
 مسلما از ابتدا این کار را نمی توان کرد اما برنامه ریزی می کنیم ابتدا برای مواد اولیه سپس ماشین آلات قطعات برای تولید ولی دلار ارزان را به هیچ فعالیت دیگری نمی دهیم وبه کالاهای مصرفی وارداتی که هم اکنون داریم نمی دهیم و به قطعات و مواد می دهیم. این بصورت موقت است تا صنایع داخلی جان بگیرند و خودشان ماشین و ابزار تولید کنند که اقتصاد درونی می شود.

 کشورهای دیگری هم هستند که نظام بودجه نویسی شان شبیه ما باشد؟
هم اکنون دو اندیشه اقتصادی مطرح است، یکی مانند جمهوری اسلامی ایران و تا حدودی هند هم این روند را دارد. دیگری اندیشه سرمایه داری لیبرال که همه دنیا اینگونه اداره می شوند. منتها تفاوتش این است که در کنار اندیشه سه بخشی اقتصادی مان  اندیشه های دینی مان را داریم که کار عبارتست از یک فعالیت همیاری و تعاونی و نه کار برای صرفا در آمد. بخش خصوصی ای هم که داریم صرفا سودپرستی ندارد و به فکر خدمت است. همین طور که نگاه می کنیم متوجه می شویم بودجه 94 دنباله روی بودجه های 25 ساله است و ما در این سال ها سیاست اقتصادی تعدیلی را انتخاب کرده ایم و این بودجه ها متناسب با آن تعیین می شود.

هزینه های هنگفتی برای زیربنای اقتصادی مصرف می شود وبرای تولید صرف نمی شود. مرتبا بخش های دولتی را خصوصی می کنیم و آن بخش هایی هم که خصوصی شده اند نتیجه  اش برخلاف وعده هایی که داده شده اند به نتیجه نرسیده اند و خود انها تمایل دارند از این سرمایه برای فعالیت های غیر تولیدی استفاده کنند برای این که سودشان کمتر است.

همه تاکید دارند که باید بخاطر تحریم ها به سمت اقتصاد مقاومتی برویم، بودجه باید چگونه باشد که اهداف اقتصاد مقاومتی بتواند محقق شود؟
اقتصاد مقاومتی در یک جمله به معنای استقلال اقتصادی است، استقلال اقتصادی تمامی مبانی ارزشی اش در قانون اساسی ذکر شده است، اندیشه های امام در وصیت نامه ایشان ذکر شده است، همه مسئولان هم می گویند  ما می خواهیم اقتصاد مقاومتی را پیاده کنیم و عنوان می کنند بودجه را نیز بر همین اساس تهیه کرده ایم.

ولی وقتی نگاه  می کنیم باید ببینیم که تا چه حد به سمت استقلال پیش می رویم. برای اولین بار در روزهای گذشته بود که رئیس جمهور گفت ما می خواهیم اقتصاد مقاومتی را بند به بند پیاده کنیم. خب چگونه؟ اگر مواد خام و نفت  بخواهیم صادر کنیم و یا کالاهای مصرفی وارد کنیم این اقتصاد مقاومتی نیست. در این زمینه بخش دولتی نمی تواند از تولید داخلی حمایت نکند و خودش سرمایه گذاری کند. در صورتی که ماشین الات و قطعات از خارج وارد نکنیم، صنایع تبدیلی را دولت ایجاد می کند و اگر دولت بخواهد در یک وضعیت مناسب و با نظارت، این صنایع را به بخش خصوصی بدهد، در بودجه اصلا چنین چیزی پیش بینی نشده است. حتی آن بخشی را که مربوط به هزینه های عمرانی است، زیربنای مسائل اقتصادی هستند. رشد تولید برق، توسعه راه ها بنادر راه آهن و غیره. دولتمردان فراموش کرده اند این شبکه های ارتباطی که ایجاد می شود اگر تولید کننده داخلی موجود نباشد در خدمت تولید کنندگان خارجی قرار می گیرد؛ همین طور که تاکنون بوده است.

 آیا حرکت کشور را به سمت بهبود استقلال اقتصادی می بینید؟
بررسی امورنشان می دهد که هر چه زمان بیشتری طی شده استقلال اقتصادی ایران کمتر شده است. ضربه پذیری ایران از لحاظ اقتصادی بیشتر شده و مسائلی پیش آمده که فرهنگ خاص غیر اسلامی را به وجود آورده است. یارانه باید داد به تولید کنندگان و کشاورزان برسد،  ولی ما الان یارانه را به تولیدکنندگان خارجی می دهیم؛ لذا وقتی ما دلاررا به جای 7هزار دلار 3هزار دلار می فروشیم یعنی به تولیدکتنندگان خارجی یارانه داده ایم که بازار ایران را فتح کنند که می بینیم اکثر صنایع ایران از جمله نساجی زیر 50 درصد کار می کنند وخیلی از تولید کنندگان ورشکسته شده اند و تعداد زیادی از تولیدکنندگان ما به شهرها مراجعه می کنند، زیرا برایشان صرف نمی کند و واردات مواد غذایی تا 40 درصد و آن هم با دلار پایین از خارج است و کشاورز نمی تواند رقابت کند و ورشکست می شود.

تعاونی ها هم فعال نیستند که به منافع تولیدکنندگان و کشاورزان در کشور کمک کنند و این نشان می دهد که مسئولان و نمایندگان به اقتصاد مقاومتی اعتقاد  ندارند و به اقتصاد لیبرالی اعتقاد دارند که این 35  سال اجرا شده است و دست به خصوصی سازی زده اند مزد و حقوق را تثبیت کرده اند بخاطر اینکه تورم بالایی وجود داشته است و هر سال حقوق بگیران کشور که 50 درصد هستند بزرگتر می شوند .

دولت جلوی فساد بانکی را نمی گیرد و آن را نیز آزاد گذاشته است و باید خودش آمار بدهکاران را درآورد و آن ها  را به قوه قضائیه گزارش نمی دهد و هیچکدام از وزرا و رئیس جمهورها نیز استیضاح نمی شوند که چرا فساد بانکی و اداری موجود است و  چرا هیچکدام از مسئولان بانکی هم مورد سوال و تعقیب قضایی قرار نمی گیرند و یا آن قدر کم است که محسوس نیست و یا این مبارزات بلند مدت نیست

اقدامات دولت یازدهم را به سمت بسط عدالت و توزیع فرصت ها می بینید؟
هم اکنون 15 میلیون بیکار و 30 میلیون فقیر در کشور داریم که کمیته امداد تعداد 7 تا 8 میلیون آن ها را پوشش می دهند یا این موسسات خیریه خصوصی بخشی از این افراد را تحت تکفل دارند. چرا نان هم گران می شود؟ این نشان می دهد که نگاه دولت، نگاهی به طبقات پایین نیست و نگاهی لیبرالی و آمریکایی است که آنها برایشان طبقات پایین دست مهم نیست در خود آمریکا که کشوری ثروتمند است 50میلیون نفر آنها کارت غذاخوردن دارند .

 خب با این تفاسیر وقتی اصل 44 قانون اساسی را می بینیم که چه وظیفه ای را برای دولت ها مقرر کرده است که خوراک، پوشاک، مسکن وآموزش و بهداشت، درمان، بیمه ها و کار برای همه؛ و این است تفاوت یک کشوری که اسلامی است و یک کشوری که سرمایه سالار است و اعتقادات دینی ندارد. می خواهند این افراد بیمه نداشته باشند تا با هزینه کمتری این ها را به خدمت بگیرند و هر وقت هم آنهارا نخواستند بیرونشان کنند. این نشان می دهد مسئولان و حتی نمایندگان مجلس ما و برخی قاضی ها در قضاوت هایشان قضاوت های قاطعی انجام نمی دهند.

کار به جایی رسیده است که رهبری خطاب به مسئولان فرموده اند در مبارزه با فساد قاطعیت داشته باشید و 12 سال است رهبری این را گفته اند اما مواجهه با آن به چه گونه ای بوده است؟
بنظر می رسد که این ها نمی دانند طبقات زیرین چگونه زندگی می کنند. آنهایی که انقلاب هم براساس آن هاست و قصد داشته به خواسته های آنان پاسخ بگوید. الگوی سیاسی ما در منطقه در دوره دفاع در دنیا یک است، اما از لحاظ اقتصادی همان الگویی است که در زمان شاه  با اندک تفاوت هایی پیاده می شده است

همان الگویی که در 150کشور پیاده می شود فقرا فقیرتر و ثروتمندان هم ثروتمندتر می شوند و پولداران نیز در آخر کار جزو ایادی آمریکا می شوند. در سال 88 چیزی نمانده بود که ایران براندازی کنند و شرایطی مثل اوکراین را برای ما رقم بزنند که خوشبختانه رهبری و مردم اقدام کردند و این بحران و حرکت ایران براندازی را سرکوب کردند.

روندی که در کشور در پیش گرفته شده را اقتصاد ایرانی می نامند، در صورتی که این اقتصاد امریکایی است که ما با آن پیش می رویم و سیاست تعدیل اقتصادی است.

رئیس جمهور هنگام ارائه لایحه بودجه، خیلی از کاهش وابستگی بودجه به نفت صحبت کردند، اساسا در وضعیت کنونی کشور چنین امکانی وجود دارد؟
باید صنایع صنعتی شدن را به ایران بیاورند آن هم بخش خصوصی دنبالش نمی رود. برخی از صنایع مواد اولیه شان اگر از خارج بیاید آن صنایع به کار می افتند و اگر نیاید از کار افتاده و تعطیل می شوند؛ آن صنایع را بایستی دولت بوجود بیاورد مانند: دارو.

نکته دیگری که مهم است اینکه وقتی ما به هزینه های بودجه نگاه می کنیم و هزینه های واردات را می نگریم بخش عظیمی از این کالاهای وارداتی در حدود 80 درصد مصرفی هستند.

ما بیاییم و هیچگونه کالای مصرفی وارد نکنیم و سفارش دهیم تا این مواد در کشور توسط کشاورزانی که هنوز حضور دارند و کار می کنند و سود کارشان خیلی کم است تولید شود. یارانه را به تولید کنندگان داخلی وخصوصا کشاورزان بایستی بدهیم.40 درصد مواد غذایی مصرفی ما از خارج می آید، ولی صنایع کشاورزی می تواند به این مهم پاسخ دهد. اگر صنایع ما 100 درصد وسه نوبته کارکنند، قطعا می توانند نیازهای ما را برطرف کنند، اما در این زمان چه موادی را می توانیم وارد کنیم؟ ماشین آلات، قطعات و مواد اولیه صنعتی را باید وارد کنیم. اینکار هزینه ها را به شدت پایین می آورد.

در این راستا دولت بایستی افرادی مطمئن و دست پاک در کارهای اقتصادی بگمارد و روی آنها نظارت های شدیدی را اعمال کند این کار در بخش دولتی بهتر از بخش خصوص امکانپذیر است و دیگر اینکه ارز را به افراد برای مسافرت های خارجی و خارج کردن سرمایه ندهند. ما با دادن کارها به بخش خصوص  نمی توانیم حتما این اعتماد را داشته باشیم که کارها را به درستی انجام می شود  و از مدیران صنایع دفاعی که صالحند می توانیم استفاده کنیم. در این صورت خام فروشی و واردات کالاهای غیر ضروری کم می شود و نیاز ما به ارز کم می شود.

در بررسی مشکلات استان ها اولین موردی که به آن برخورد می کنیم کمبود اعتبارات استانی است. راهکار حل این موضوع در بودجه چیست؟

 با توجه به اینکه سیاست ها بیشتر به سمت واردات است و برنامه ای برای تولید داخلی ندارند، فقط درمانگاه و راه و مدرسه می سازند. وقتی در مرکز، دولت قادر نیست مدیران قوی بگذارد که اینها افرادی جهادی باشند تمایلی هم ندارد در استان ها و شهرستان های گوناگون این اتفاق بیفتد.

* مصاحبه از ندا فراهانی

نسخه چاپي ارسال به دوست

خروج