امروز : پنج شنبه ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٨
 


شماره خبر :٤٧١٣٤٣ 

 

تاریخ انتشار خبر : 1394/09/18    ا   ٠٩:٤٤
حجت السلام طائب، استاد تاریخ اسلام پاسخ می دهد:
آیا اکنون در شرایط صلح امام حسن (ع) قرار داریم؟
توجه به این نکته خیلی مهم است که یکی از تفاوت های عمده زمان امام حسن (ع) با شرایط فعلی این است که امام استقراری در حکومت نداشتند و امام وارث تقریباً فقط کوفه بودند.

حجت الاسلام مهدی طائب روحانی خوش بیان که او را بیشتر با نگاه تحلیل اش به تاریخ می شناسیم. حاج آقای طائب متولد 1338 است و در سال ۱۳۵۳ تحصیلات حوزوی خود را در حوزه علمیه قم را آغاز کرد، ایشان در دوران دفاع مقدس به جبهه رفت و پس از آن به پژوهشگری در حوزه مسائل دینی و تاریخ پرداخت.  در دوران فتنه 88، ایشان جزء کسانی بود که تلاش بسیاری برای زدودن نقاب از چهره منافقین جدید و فتنه گران انجا داد و در همان سال نیز قرارگاه راهبردی عمار را با هدف مقابله با جنگ نرم تشکیل داد و افراد همفکر را برای دفاع از انقلاب جمع کرد. پس از آن در سال های پایانی دولت دهم تلاش بسیاری برای افشای اهداف و نیات جریان انحرافی انجام داد و هزینه های بسیاری را در این زمینه متحمل شد. با توجه به تجربیات ایشان در عرصه فعالیت های سیاسی و همچنین تسلط شان بر تاریخ تحلیلی صدر اسلام، پای صحبت ایشان نشستیم تا به مناسبت ایام شهادت امام حسن (ع)، شرایط امروز ما را با دوران امام حسن (ع) مقایسه کنند و به بررسی شباهت ها و تفاوت های آن بپردازند. متن زیر مصاحبه تفصیلی با ایشان است.

•    آقای طائب می خواستم با یک نگاه تطبیقی در مورد شرایط دوران امام حسن (ع) و شرایط فعلی بفرمایید که آیا ما در زمان صلح حسنی هستیم؟
شرایطی که ما امروز در آن به سر می بریم با شرایط دوران امام حسن (ع) از جهاتی تطبیق دارد و البته از جهاتی هم نه. برای اینکه این مسأله را به طور مصداقی بیان کنم باید بگویم اصلی ترین دلیلی که امام حسن (ع) برای متارکه نبرد و امضای قرارداد صلح داشتند این بود که یاور و همراهی برای ایشان باقی نمانده بود که به جنگ با معاویه بروند، از سوی دیگر طرف مقابل یعنی سپاه معاویه نه تنها مجهز و آماده بود بلکه خود معاویه هم به دنبال تحمیل جنگ بر امام حسن (ع) بود و قصد داشت از این سستی و دو دل بودن یاران امام (ع) استفاده کند و از این طریق یاران اصلی، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و باقیماندگان نبرد صفین را بکشد و به خیال خام خودش کمر به نابودی آنها ببندد.

•    پس با این تفاسیر گزینه اول طرف مقابل، صلح با امام حسن (ع) نبود؟
نه اتفاقاً مطلوب طرف مقابل جنگیدن و یکسره کردن کار امام حسن (ع) بود که امام با هوشمندی متوجه این مکر شد و با امضای قرارداد صلح دشمن را شکست داد. حالا چرا می گویم شکست. چون شکست دادن طرف مقابل در آن زمان راهی نداشت جز اینکه ترک نبرد شود و به همین جهت امام نامه سرگشاده ای دادند پس از صلح و این باعث شد که اهالی شام با خواندن نامه بگویند که امام حسن (ع) مانع این شد که خون مسلمین ریخته شود و از سوی دیگر نقشه معاویه خنثی شود.

•    خوب برگردیم به شرایط حاضر، با این توصیفات شرایط حاضر را چقدر مشابه شرایط امام حسن (ع) می بینید؟
در حال حاضر شرایط از این حیث بسیار متفاوت است. امروز مذاکره کنندگان ما و مسئولین وزارت امور خارجه ما طی نقل هایی که کرده اند، می گویند وقتی در مجامع جهانی حاضر می شویم دوست و دشمن، همه متفق القول اند که ایران در همه حرکات دنیا و حل و فصل مناقشات موثر است و باید با ایران مشورت شود که این به دلیل وجود نیروهای فهیم، مومن و آماده شهادت است. پس به لحاظ داشتن نیروهای وفادار، اصلاً شرایط با دوران امام حسن (ع) قابل مقایسه نیست.

•    حال اگر بخواهیم شباهت هایی با دوران امام حسن (ع) تطبیق دهیم، در چه حوزه ها و مسائلی، شرایط فعلی با دوران امام حسن (ع) شباهت دارد؟
اما اگر بخواهیم به شباهت ها بپردازیم، اینکه در حال حاضر از گفتگو و مذاکره با دشمن استفاده می کنیم برای افشای چهره واقعی طرف مقابل و اینکه با یک تجربه گرانبها به همه دنیا نشان دهیم که طبق آیه قرآن که از عدم وفای به عهد دشمنان اسلام سخن می گوید، در عرصه عمل هم این به همه اثبات شود، یکی از شباهت های دوران ما با دوران امام حسن (ع) است. یا اثبات این مطلب به مردم دنیا که دشمن علی رغم خنده ظاهری اش مترصد یک لحظه سستی در میان امت است که از طریق آن به ما ضربه بزند و ابراز ظاهری اینکه دنبال براندازی نیست با واقعیت های عینی تفاوت دارد، یکی از نتایج گفتگو و مذاکره با دشمن است. البته انجام و مدیریت چنین کاری بسیار دشواری است زیرا ممکن است عده ای سوء برداشت کنند درست مثل متارکه نبرد امام حسن (ع) که برخی متوهمانه تصور کردند، دشمن صاحب حق بوده که امام با آنها معاهده صلح امضا کرده است و این یکی از مهمترین شباهت های ما با دوران امام حسن (ع) است که امام باید با این توهم و تصور باطل مبارزه می کردند همان طور که رهبر معظم انقلاب نیز با بصیرت افزایی و آگاهی دهی به جامعه با این توهم مقابله می کنند.

پس باید بگویم که طبق اذعان دوست و دشمن الان کشور هیچ گونه نقطه ضعفی ندارد و تجربه 36 سال گذشته نشان داده که دشمن هر کاری از دستش بر آمد برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی انجام داد اما در نهایت نتوانست راه به جایی ببرد. مثلاً شما وضعیت کشور ما را با همین کشور همسایه مان ترکیه مقایسه کنید که چند سالی است در جهان خیلی بهش بها می دهند و آن را عضو کشورها گروه جی 20 کرده اند و هم ناتو در زمینه نظامی از او حمایت می کند و هم آمریکا ولی الان به خاطر زدن یک هواپیمای روسی مجبورش می کنند که بیاید و علناً معذرت خواهی کند. علت این هم یا ضعف ذاتی اردوغان است و یا اینکه ضعف او در فهم ایدئولوژی مبنادار قرآنی است. این ضعف آنجا خود را نشان داده که او کشور را تماماً در اختیار آمریکا قرار داده و از آمریکا دنباله روی کرده و الآن فهمیده که قضیه چیست. اما ملت ما بحمدالله پس از 36 سال کوتاه نیامدند و همچنان بر روی شعار ها و ارزش های اولیه انقلاب پافشاری میکنند که این نتیجه و مرهون مدیریت داهیانه مقام معظم رهبری در این شرایط پیچیده و دشوار است.

•    می خواهیم کمی بیشتر بر روی مدیریت مقام معظم رهبری تمرکز کنیم و با نگاهی تحلیلی برای ما جنبه های مهم اش را بفرمایید.
ببینید اگر بخواهم فقط به بحث مدیریت مقام معظم رهبری در عرصه مذاکرات هسته ای بپردازم باید بگویم که در این موقعیت با دو خطر عمده روبرو بودیم که اگر مدیریت صحیحی بر آن صورت نمی گرفت با شرایط بد و دشواری مواجه می شدیم. القای ناتوانی و عقب ماندگی و القای نیاز به دشمن در بین مردم بوجود می آمد زیرا در این مذاکرات به هر تقدیر با بی توجهی توسط برخی افراد تأثیر گذار نوعی گفتمان غلط بوجود آمده بود که بیان می کرد حتی آب خوردن مردم نیز به تحریم ها مرتبط است. این تعبیر خیلی تعبیر مسامحه کارانه ای است در حالی که خداوند در قرآن به عنوان یکی از اصول اولیه می فرماید که "أَ فَرَأَیْتُمُ الْماءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ" یعنی آیا به آبی كه می‌نوشید اندیشیده ‌اید؟ آیا شما آن را از ابر نازل كرده‌اید یا ما آن را نازل می‌كنیم؟ پس در این مسأله باید به سوی خدا رفت، نه کدخدا و درخواست خود را از خدا داشت نه اینکه با این مغالطه ها عده ای را به غلط بیاندازیم. این گونه سخن گفتن همان حرف میرزا ملکم خان می شود که می گفت برای پیشرفت کشور باید از سر تا پا خودمان را شبیه غربی ها کنیم. فلذا این خطر بزرگی بود که به دنبال این مذاکرات می توانست گریبانگیر ما شود ولی رهبر انقلاب به زیبایی و با تمرکز بر چند استراتژی بیان توانمندی های کشور و تزریق روحیه اعتماد به نفس در میان مردم، مطرح کردن توانایی های کسب شده درطول 36 سال تحریم پس از انقلاب، بیان روشن و واضخ نقاط ضعف دشمن، توانستند این مسأله را به خوبی تبیین کنند و مسأله احساس ضعف که می رفت به عنوان یکی از خطر های مقطع فعلی نصیب ملت شود را حل کنند.

خطر دومی که می خواهم به آن اشاره کنم این بود که با احساس ضعف ممکن بود پای دشمن به کشور باز شود و کارهایی که پس از 36 سال با جنگ و کودتا و تحریم نتوانستند انجام دهند آن را پس از مذاکرات انجام دهند. تکیه حضرت آقا بر بحث نفوذ بعد از به سرانجام رسیدن برجام به این دلیل بود. دشمن می خواست در دو بخش فرهنگی و اقتصادی پای خود را به کشور باز کند و به بیان مقام معظم رهبری نفوذ کند. اما با اقدامات ایشان بحمدالله بسیاری از منافذ و رخنه ها بسته شد و البته پس از این هم طبق دستورات ایشان افراد مسئول موظف هستند که با رعایت نکات ایشان مانع از نفوذ دشمن در کشور شوند. در حال حاضر به نظر من زمان کمی باقی مانده تا اراده واقعی طرف مقابل برای سوء استفاده از مذاکرات را مشخص شود و ما با رعایت چارچوب های رهبر انقلاب که در نامه ای خطاب به رئیس جمهور نوشتند می توانیم با حفظ منافع خطرات برجام را دفع کنیم و همانگونه که رهبر انقلاب چند سال پیش اشاره کردند پس از مدتی مشت چدنی زیر دستکش مخملی را به وضوح به همه نشان دهیم.

•    آقای طائب به عنوان آخرین سوال می خواهیم از لحاظ تاریخی بفرمایید که آیا نمونه هایی از نفوذ که مقام معظم رهبری در شرایط فعلی روی آن تأکید ویژه ای دارند، در زمان امام حسن (ع) هم وجود داشت؟

توجه به این نکته خیلی مهم است که یکی از تفاوت های عمده زمان امام حسن (ع) با شرایط فعلی این است که امام استقراری در حکومت نداشتند و امام وارث تقریباً فقط کوفه بودند. همانگونه که امام علی (ع) اواخر عمر شریفشان فرمودند که برای من غیر از کوفه و بصره، چیزی باقی نمانده است. اما در زمان حاضر به حول و قوه الهی رهبری عهده دار یک نظام مستحکم و قدرتمند در منطقه هستند. اکنون شرایطمان به قدری جلو رفته که رهبر انقلاب دومین نامه خودشان به جوانان غربی را نیز ارسال کرده اند و مطمئن باشید که حضرت آقا می دانند که این نامه ا اثر گذار است که اقدام به این کار می کنند و گرنه ایشان کار بیهوده انجام نمی دهند. اکنون نفوذمان از حوزه کشورهای اسلامی و منطقه فرا تر رفته و پس از بیداری اسلامی به بیداری جهانی رسیده ایم و جهان الان تشنه معارف دینی و اخلاقی برای بهبود بخشیدن به زندگی خود است بر همین اساس هم است که دشمن با دیپلماسی عمومی می خواهد چهره خود را بهبود ببخشد که بتواند جلوی این بیداری جهانی را بگیرد.

در جمع بندی عرایضم باید متذکر بشوم که شرایط فعلی از جهت اینکه ما با دشمن مذاکره کردیم و به یه معاهده بینابین رسیدم، با شرایط امام حسن (ع) وجه اشتراک دارد اما از این جهت که در زمان حال نظام اسلامی با صلابت به کار خود ادامه می دهد و با سرعت در حال پیشروی است و افراد جان برکفی در کنار ولی، وجود دارند که حاضر هستند از جان و مال خود برای اعتلای اسلام بگذرند، شرایط به هیچ وجه با دوران امام حسن (ع) قابل مقایسه نیست.

* مصاحبه علی سعد

نسخه چاپي ارسال به دوست

خروج