امروز : پنج شنبه ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٨
 


شماره خبر :٤٥٧١٧٩ 

 

تاریخ انتشار خبر : 1394/07/12    ا   ١١:٢٦
وضعیت زنان در دوره قاجار

پروین عطایی // تاریخ های نگارش یافته ما بر مبنای تاریخ سیاسی هستند. در تاریخ های سیاسی نیز، محور خاندان حکومتگر و مسائل سیاسی است. از اینرو کمتر به مباحث اجتماعی توجه می شود و اگر توجه شود در لابلای مباحث سیاسی آورده می شود. از سوی دیگر، در مباحث اجتماعی کمتر به وضعیت توده های مردم و نیز نقش و جایگاه زنان پرداخته می شود. در سفرنامه های اروپائیان که هر کدام به دلایل خاصی به ایران مسافرت کرده و نیز هرکدام به دلایل خاصی به نگارش دیده ها و شنیده های خود پرداخته اند، بیشترین اطلاعات را از اوضاع اجتماعی ایران در دوره های صفویه و قاجاریه ارائه داده اند. باید اذعان کنیم که اگر داده های سفرنامه ها نبود، واقعا در حوزه تاریخ اجتماعی خلاء اطلاعات داشتیم. برای اینکه بدانیم سفرنامه ها چه اطلاعاتی در اختیار ما قرار می دهند، به نظر مناسب باشد که در اولین قدم بدانیم منابع تاریخی ما چه اطلاعاتی را در اختیار ما قرار می دهند و در گام دوم اطلاعات سفرنامه ها را ارائه دهیم تا خواننده بتواند به راحتی اطلاعات را تطبیق دهد.

قاجاریه عصر تحول
در عصر قاجاريه در ساختار و نهادهاي جامعه ايران تحولات جديدي بوجود آمد. شکل گيري تحولات فکري در ميان گروهي از زنان جامعه ايراني و برخي دگرگوني ها در موقعيت و نقش سنتي آنان در جامعه، يکي از مهم ترين رويدادهاي تاريخ و فرهنگ جامعه ايران است. نقش زنان مسلمان ایرانی در حفظ کیان خانواده، اداره آن و تعلیم و تربیت فرزندان از گذشته تاکنون بر کسی پوشیده نیست، اما حضور زنان در عرصه های اجتماعی و تحولات سیاسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالیکه حضور فعال سیاسی و اجتماعی زنان در دفاع  از دین و مصالح کشور و مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی در دوره قاجار بسیار قابل اهمیت می باشد. حضور و نقش گروه هايي از زنان در سطوح مختلف اجتماعي، به ويژه درباري و طبقات متوسط و تا حدودي نيز گروهي از زنان طبقات و اقشار فرودست کشاورز و کارگر عصر قاجاريه را مي توان در رويدادهاي مختلفي که انعکاسي از شکل گيري ماهيت و مباني فکري جنبش زنان در چارچوب و برآيند علل و عوامل مختلف برخاسته از انگيزش ها و آرمان هاي مذهبي و ملي و انديشه هاي جديد غربي بود، بازجست.
مشارکت زنان به ويژه زنان حرمسراي ناصرالدين شاه در نهضت تنباکو و نقش زنان در رويدادهايي چون مهاجرت صغرای علماء و روحانيون مشروطه طلب به آستانه حضرت عبدالعظيم و مهاجرت کبراي علما به قم و بست نشيني مردم در سفارت انگلستان در زمان مظفرالدين شاه قاجار، حمايت زنان از تاسيس بانک ملي و مخالفت آنان با استقراض خارجي، حمايت مالي و پشتيباني گروهي از زنان در دوره استبداد صغير محمدعلي شاه قاجار از قيام ستارخان و باقرخان در آذربايجان و حتي مشارکت مسلحانه بعضي از آنان در آن قيام و نيزايجاد تشکل ها و انجمن هاي زنان، مدارس دخترانه و انتشار روزنامه هاي زنان، بازتابي است از بيداري تدريجي و نقش زنان پيشگام در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي در تاريخ معاصر ايران.

ازدواج و تشکیل خانواده
درجامعه عهد قاجار،‌ فاصله چنداني بين كودك و ازدواج دختران وجود نداشت. دختران اغلب از هفت تا سيزده سالگي ازدواج مي كردند و عملاً به عنوان ركن مستقلي وارد معركه زندگي خانوادگي مي شدند. دختران و پسران تقريباً هيچ گونه اختياري در برگزيدن همسر آينده خود نداشتند و حتي اغلب  هنگامي كه هنوز درگهواره بودند، آنان را براي هم نامزد مي كردند و با رسيدن به سن بلوغ و يا اندكي پيش از آن،‌ به عقد يكديگر در مي آمدند. رايج ترين شكل ازدواج، عقد دائم بود. مطابق شرع، ‌مرد مي توانست تا چهار زن عقدي  داشته باشد و در صورت مرگ يا طلاق يكي از آنها، باز قادر بود كه زن ديگري را جايگزين وي كند[1]. طرق مختلف ازدواج،‌ منجر به پيدايش حرمسراهاي كوچك و بزرگي مي گرديد به طوري كه تعدادي از پسران فتحعليشاه در رقابت با پدر خود،‌ چهل زن را در حرمسراي خويش جا داده بودند. مولف رستم التواريخ، چهار صفحه از كتاب خود را به ذكر نام فرزندان ذكوري كه فتحعلي شاه از زنان متعدد خود داشت اختصاص داده است و پس از آن مي افزايد:‌« بر دانشمندان پوشيده مباد كه بسياري از اين شاهزادگان مذكور، هر يك صاحب ده  و بيست وسي وچهل و پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد و نود‌ اولاد و احفاد مي باشند.»[2]

1) وظايف زن در خانه
مراقبت از كودكان، ‌از جمله  وظايف مهم زنان بود. هر زن ايراني، ‌غالباً فرزندان بسياري به دنيا مي آورد. در واقع،‌ عدم آشنايي با اصول جلوگيري از بارداري، رواج مرگ و مير اطفال، ‌به خاطر فقدان بهداشت عمومي و شيوع بيماريهاي مسري و همچنين، شوق داشتن پسران بيشتر به دليل نياز فراوان به نيروي كار،‌ دراين امر موثر بوده است. دختران به واسطه ازدواج درسن كم، و وارد شدن در خانواده و محيط تازه، مسئوليتهاي جديدي‌‌ از جمله وظايف مادري را به عهده مي گرفتند. پسران نيز از سن يازده سالگي  به  محيطهاي  خارج از اندرون راه مي يافتند و يا دركنار پدر مشغول به كار مي شدند. آنها حداكثر در سن شانزده - هفده سالگي  ازدواج كرده  مسئوليت خانواده اي را برعهده مي گرفتند. آشكار است كه كودكان در خانواده هاي معمولي، زودتر از كودكان اشرافي با واقعيتهاي اجتماعي و اشتغال آشنا مي شدند[3].

2) طلاق
در نظام خانوادگي دوران قاجار، حق طلاق با مردان بود. «درخواست طلاق از سوي مرد، ‌با بهانه و يا بدون هيچ بهانه اي  براي اجراي آن كافي بود». نازايي و خروج از جاده عفاف، از عمده ترين  دلايل طلاق  زنان بوده است. در پاره اي  مواقع، ‌عيوب جسمي، ‌مانند نابينايي نيز مي توانست مرد را به طلاق زن سوق دهد.  گاه نيز بدقدم بودن زن به هنگام ورود به خانه همسرش مي توانست دليل طلاق باشد. بدين معني كه همزمان با ورود او به خانه همسرش، ‌حوادث شومي در آن خانه روي داده باشد. زن درموارد خاصي چون عدم دريافت نفقه از مرد،‌ انحرافات اخلاقي و يا ناتواني جنسي مرد مي توانست  در خواست طلاق نمايد.
با وجود مجاز بودن طلاق‌، اين مساله به ندرت رخ مي داد. در عرف اجتماعي،‌ بازگشت  زن به خانه پدري با نكوهش بسيار همراه بود. زن پس از رفتن به خانه همسر، به هر مساله اي تن مي داد تا از ننگ بازگشت به خانه پدري درامان باشد.

3)نقش زنان در توليدات اقتصادي
زنان در عهد قاجار،‌ خواه از طريق توليد براي خانواده و خواه توليد براي امرار معاش، نقش مهمي درمعيشت خانواده ايفا مي كردند و اين نقش در اقتصاد كشور نيز بي تاثير نبود. درميان قبايل تركمان، ازدواج با زنان بيوه‌، ‌به دلايل تجربياتي  كه آنان در قالي بافي و دامپروري داشتند، از اولويت  بيشتري برخوردار بود. منابع تاريخی موجود‌،‌ به دفعات از نقش مهم زنان نواحي مختلف كشور در مسائل اقتصادي  ياد مي كنند. يكي از مهمترين  كالاهايي كه زنان نقش مهمي درتوليد آن داشتند قالي بوده است. در واقع در دوره قاجار، بيشتر زنان با توليد اين كالا آشنايي داشتند و قالي هايي كه از سوي زنان در شهرهاي اصفهان، كرمان، ‌همدان، ‌شيراز، مشهد، ‌اردبيل، كرمانشاه و تبريز تهيه مي گرديد، ‌از شهرت بيشتري برخوردار بودند.
قالي هاي ايراني درعهد قاجاريه‌، ‌داراي چنان كيفيت و شهرتي بودند كه راهي  بازارهاي جهاني مي شدند.

4) تفريحات و مشغولي هاي بيرون از خانه
وظايف و اشتغال گوناگون زنان دراندرون، هرگز به معناي حبس كامل و محروم بودن مطلق آنان از تماس با اجتماع نبوده است و همواره ضرورتها و دلايلي چند، زنان را به محيط خارج از اندروني مي كشاند. از جمله اصلي ترين اين ضرورتها، ‌تهيه مايحتاج عمومي از بازار بوده است. مشاركت اجتماعي زنان در صحنه هاي اجتماعي،‌ همواره با پوشش سخت و سنتي و ملاحظات اخلاقي، مبني بر تفكيك زنان ازمردان همراه بوده است. منابع موجود، ‌به وضوح  به اين دو مشخصه اشاره مي كنند: «‌لباسهايي كه زنان در حرمسرا مي پوشند،‌ با  آنچه در كوچه و خيابان به تن دارند سخت متفاوت است. زيرا لباس كوچه وبازار را از اين جهت  تهيه مي كنند تا همه قسمتهاي بدن را از چشم عابران بپوشاند؛‌ به اصلاح  همه زنان را از لحاظ ظاهر به يك شكل  و صورت در آورد». گرايش مفرط زنان به سحر و جادو و خرافات، ‌سبب مي شد كه آنان در زندگي روزمره ، كمتراز مردان  داراي اعتماد به نفس باشند. و اين مساله در تقويت و بسط اين تفكر كه زنان موجوداتي عاجز و ضعيف تلقي شوند، ‌موثربود.
از سويي، عدم امنيت درجامعه كه باعث انزواي زنان دراندرونيها براي مصون ماندن از تعرض ها مي شد، نقش مهمي در تلقين ناتواني زنان به خود آنها و نيز جامعه می شد. اين موضوع سبب می گرديد كه زنان در مقايسه با مردان از ظهور پاره اي از تواناييهاي خود در عرصه هاي گوناگون اجتماعي محروم بمانند.
بااين حال، ‌وجود ديدگاههاي  اين چنين  درباب زنان، هرگز مانعي جدي در راه شركت زنان در عرصه هاي اجتماعي و سیاسی نبود و نمي توانست هم باشد. چنانكه براساس سابقه اي كه زنان در زمينه شركت درامور روزمره و عادي اجتماعي داشتند، به آساني مي توانستند درحركتهاي مذهبي ـ سياسي، همچون شورش زنان در قحطی نان در عهد ناصری بازتاب پیدا کند.
نمونه دیگر، رهبری زنان در قیام تنباکو که در سال 1309هجری به حمایت از مرجعیت وقت، مرحوم آیه الله میرزای شیرازی، علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی صورت گرفت، می باشد.[4]


5)پوشش زنان در عصر قاجاریه
در دوره ناصرالدین شاه، چادرها تغییراتی کرد و چادرهایی به نام چادر قالبی دوخته شد. تفاوت این نوع چادر برای زنان درباری و و زنان سایر مردم در نوع پارچه مورد استفاده بود که اغلب برای زنان درباری جنس آن از ابریشم بود. این چادر مانند یک کیسه دوخته می شد و برای آنکه از سر، پائین نیفتد و  دست ها آزاد باشند، دورن کمر را نوار می دوختند. خانم های جوان این نوار را به دوره کمر گره می زدند و خانم های مسن تر آن را به دور گردن می انداختند
چاقچور[5]، تکه مصرفی دیگری بود که خانم های قاجاری هنگام خارج شدن از خانه آن را می پوشیدند. در این دوره به دلیل آن که به دستور ناصرالدین شاه شلوارها تنگ و کوتاه شدند، قسمتی از پا دیده می شد، بنابراین هنگام خارج شدن از خانه مجبور به استفاده از چاقچور شدند. در حقیقت چاقچور شبیه به شلوار جورابی بود که روی زیر جامه ی خود به پا می کردند. چاقچور در قسمت بالا آزاد و گشاد بود و در قسمت مچ پا چین می خورد و به یک جوراب دوخته می شد تا هیچ قسمتی از بدن پیدا نشود.
در اواخر این دوره، کتی دوخته شد که روی پیراهن می پوشیدند، احتمالا این کت نیز به تقلید از کت هایی بود که زنان فرنگی همراه با دامن به تن می کردند با آستین های بلند و ساده و جوراب های کوتاه.
پوشش اندرونی زنان در دوره ی ناصر الدین شاه به دلیل رفت و آمد بیش تر بیگانگان به دربار و ارتباط بیش تر خانم های درباری با زنان سفرا و سایر سیاستمداران، تغییراتی نسبت به دوره ی قبل داشت. البته بخشی از لباس های سنتی همچنان به شکل گذشته باقی ماند و تغییرات کمی پیدا کرد. لباس های مورد استفاده در این دوره مانند دوره ی قبل از چند تکه تشکیل می شد. در سال های اولیه حکومت ناصرالدین شاه، دامن ها هنوز مانند گذشته بلند و تا روی پا بود، ولی بعد از سفر شاه به فرنگ[6]، در مراسم جشن و رقصی که بالرین های سن پترزبورگ در مقابل او انجام دادند؛ هنگام بازگشت به ایران چند دست از آن لباس را برای زنان درباری هدیه آورد[7].
بنابراین با نگاهی به وضعیت پوشش در این دوره باید گفت که وضعیت پوشش زنان در ابتدای دوره ی قاجاریه تماما برگرفته از فرهنگ و عقاید ایرانی بود. چرا که تا آن زمان هنوز بیگانگان تاثیر چندانی بر شکل پوشش زنان نداشتند یا اصولا در این مورد فکری نکرده بودند. از سوی دیگر، صنعت نساجی ایران هنوز پارچه های بافت داخل را تولید می کرد و زنان بیگانه کم تر به دربار رفت و آمد داشتند، در نتیجه پوشش در این دوره بی تغییر ماند.
در دوره ناصرالدین شاه به علت سفرهای فرنگی که داشت تحت تاثیر فرهنگ و پوشش غرب قرار گرفت. از اینرو تقلید از الگوهای خارجی بیشتر شد و موجب دوخت لباسی شد که بخشی از آن اروپایی و بخش دیگر آن سنتی بود. در دوره پایانی که نفوذ بیگانگان بر این کشور زیاد شد، ایران بسیاری از صنایع خود را از دست داد از جمله این صنایع، صنعت نساجی بود. تضعیف این صنعت در داخل کشور و توجه بیش تر به الگو های غربی، به معنی کم رنگ شدن عقاید و باورهای ملی و سنتی در میان مردم و درباریان شد.
 
[1] - شميم‏، تاریخ قاجاریه،ص353-355
[2] - برای آگاهی بیشتر در این باره(ر.ک:  حمد هاشم آصف، رستم الحكماء، رستم التواريخ‏، محقق/ مصحح: ميترا مهرآبادى‏، تهران، نشر دنياى كتاب‏،چ1، 1382 ش، ص480 به بعد)
[3] -شمیم، پیشین، ص355
[4] -پیشین، همانجا
[5] -چاقچور شايد اصلا تركى باشد در دهات اراك به آن «دولاق» مي گفتند اين زيرجامه در مسافرت و سوارى بكار ميرفته است. براى داخل شدن آن در لباس رسمى تاريخچه‏اى هم نقل ميكنند، شخص بزدلى از ديدن شاه قوه ماسكه را از دست داده و بعد از برهم خوردن سلام يادگارى از كم‏دلى خود برجا گذاشته است
[6] - درباره سفرهای ناصر الدين شاه به خارج از كشور، ر.ک: شمیم ، پیشین، ص173
[7] -نجمی، 1362، 167-168

نسخه چاپي ارسال به دوست

خروج